تبلیغات
^ مــــرغ بــاغ ملکـــوت ^ - لعنت بر شیطان
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1389/02/8 توسط احسان هنرمند | نظرات ()


گفتم: «لعنت بر شیطان»!

لبخند زد.

پرسیدم: «چرا می خندی؟»

پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد»

پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»

گفت: «مرا لعنت می کنی در حا لی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»

با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای.

نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»

پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»

پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی،

برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز.

در ضمن این قدر مرا لعنت نکن!»

گفتم: «پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام کنم؟»

در حالیکه دور می شد گفت: «من پیامبر نیستم جوان ...!




http://s1.picofile.com/file/5879289640/lanat_bar_sheytan.jpg






درباره وبلاگ

از من تا خدا راهی نیست

فاصله ایست به درازای من تا من

و در این هیاهوی غریب من این من را

نمی یابم ...


آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.